تبليغاتX
ارزوی خیس


ارزوی خیس

سلام به دوست جونیام امروز تصمیم گرفتم گرد و غبار و از روی وبلاگم بر دارم بعد از سال ها بالاخره من آآآآآآآآآپییییییییییییدددددددددددددمممممممممم

 

What kind of person are you??             

 

به سوال های زیر جواب بدهید برام نظر بذارید که بیشترین جواب شما مربوط به کدوم گزینه  بوده ! بعد از 1یا2روز یا شایدم 1یا2 سال به وبلاگتون میام ومیگم که جزء کدام دسته از آدم ها هستید.  

Of course it's an English test.              

1.اگر تولدتون باشه...

الف) با دوستان به کلوپ میروید؟

 ب) با دوستان برای شام به رستوران میروید؟

 ج ) به تماشای فیلم می پردازید؟

 

2.اگر یک آخرهفته افتابی داشته باشید...

الف) با خانواده به پیک نیک میروید؟

ب ) به شهر دیگر می روید؟

ج ) در خانه میمانید و مجله میخوانید؟

 

3.اگر وقت استراحتتان در سر کار باشد...

الف) به دیدن دوستانتان می روید؟

ب) به یک گالری هنری می روید؟

ج) پشت میز کار ساندویچ می خورید؟

 

4. اگر تعطیلات تابستانه داشته باشید...

الف) بعد از ظهر ها به کلوپ می روید؟

ب) به تماشای آثار باستانی می روید؟

ج) کنار دریا می روید؟

 

5. اگر به یک مرکز خرید بزرگ رفته باشید...

الف) به خرید لباس مشغول می شوید؟

ب) به دنبال کتاب می روید؟

ج) بستنی میخورید؟

 

منتظر نظراتتون هستم.

 

 

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 21:19 توسط مژده| |

من هروقت حس درس خوندن بهم دست میده،5 دقیقه دراز می کشم برطرف میشه

از اول ابتدایی تا آخرین روز دبیرستان ، همه معلمها و ناظم ها:
" کلاس شما بدترین کلاسیه که تا حالا داشتم

یادش بخیر قدیما با هزار تومن میرفتم مغازهٔ با ۲تا نوشابه، ۳بسته چیپس، ۵تا بستنی، ۴تا شکلات میومدم بیرون.
اما الان دیگه نمی‌شه همه جا دوربین هست

طرف ، پیاز سرخ میکنه بوی ماهی بره؛ بعد اسفند دود میکنه بوی پیاز بره؛ بعد پنجره باز میزاره بوی اسفند بره ! تازه کلی هم خوشحاله از این ابتکارش !

انواع عقیده در تولید :
امریکایی : هم خوب کار کنه هم با دوام باشه
انگلیسی : جنسش خوب باشی و مشتری راضی باشه
ایرانی : تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد که خرید مهم نیست
چینی : فقط ایرانی بخره ... !!!!


" طریقه کسب درآمد از فیسبوک "
برید تو قسمتAccount بعدش برید تویAccount setting بعد برید پایینِ پایین این گزینه رو انتخاب کنید deactivateاکانت خود را غیر فعال کنید و برید سر کار و زندگیتون و کسب در آمد کنید ...

ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ"ﻣﺴﻮﺍﮎ"ﺿﺮﺭ ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩﻧﺪﺍﺷﺖ ... !!!
همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم...

اعصاب چیست؟
چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو حتما داشته باشی.
توقع چیست؟
چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی .... !!!!

اولین سوال دخترا در شروع ترم: استاد منابع امتحانی چیا هست؟
پسرا از استاد در شروع ترم: استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟

ما ایرانی ها اولی

ن کسانی هستیم که کشف کردیم باطری قلمی با ضربه شارژ میشه
مثال:زمانی که باتری کنترل دستگاهی ضعیف میشه و کار نمیکنه تق و تق میزنیم روش تا مجبور بشه کار کنه!!!


هیچ لذتی بالاتر از این نیس که یه تیکه از سرعت گیر کنده شده باشه و آدم بتونه 2 تا چرخش ماشینشو از اونجا رد کنه..هست خدایی؟! خدایا این لذتارو از ما نگیر..

تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین به

 

  
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 21:24 توسط مژده| |

سلام به دوست  گلی های بلاگیم

ببخشید اگه کم پیدام احه دیگه درس ومدرسه داریم چه می شه کرد؟

الان یک ماه و یک هفته است که از امدن عشقم می گذره، دمش گرم هر وقت می آد واسم کلی دلتنگی میاره ما هم که دیگه خاطر خواه همین دلتنگی هاشیم.

اشک هاش شده بارون رحمت دلم هر لحظه وجودم را خیس می کند

پس چه تنهام که با حضور سبزت دلتنگی دارم

پس چه تنهام که با باروت اشک هایم رو می بارونم

پس چه تنهام که با...؟؟؟؟؟

یار من تو نفسم را بگیر اگر از حرم وجودت بی نفسم.

 

 

                                                                 دوستت دارم

                                                                                       یار با وفای من

                                                                                                                  پاییز
نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 16:50 توسط مژده| |

 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا               بی وفا حالا که من از پای افتادم چرا  

 

امروز که داشتم تو شهر می  چرخیدم،شنیدم که مردم می گفتند 3روز دیگه می آی.

آره...؟ واقعا داری می آی؟؟؟؟؟

نمی دونم اما من  استقبال دوستای بی وفام نمی آم اخه 9ماه منتظرتم نه یه خبری نه یه نامه ای و نه حتی یه پاییز خبر کنی!!!!

مگه بهم نگفتی زود بر می گردی؟ پس چی شد؟

از زمستون بی مرام که هیچ نمی گم اینقدر سرد بود که سرمایش تا مغز استخوانم را می سوزاند و خون رو تو رگم منبسط میکرد. بهار امسال هم که جهنم ما بود،بهار امد و رفت بی اون که بدونه هر شکوفه اش هیزم آتش دلم رو می افزاید. بعدش هم که تابستون آمد و گفت می خوام براتون شادی رو به ارمغان اما نمی دونست که هر روز عقربه های ساعت را برای گذشت روزها وهفته هایش دنبال می کردم . 

هنوز باورم نشده که می خوام ببینمت واقعا واقعا داری می آی ؟ رفیق نیم راه من نمی دونی چه قدر دلم برات تنگ شده. دوست دارم دوباره بیای و لباس زرد به تن زمین بپو شانی و گوشم رو با صدای خش خش برگ هایت پر کنی. من هم توی کوچه دلم قدم بزنم و اروم زمزمه کنم دوستت دارم یار بی وفای من

 

 

 

                                                                                              پاییز

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 14:29 توسط مژده| |

من هم تا قبل از دوستی با او نمی فهمیدم . اون بهم یاد داد که چه جوری سبک بال شوم آن وقت است که هر دعا می شود یک بالن و عاملی برای سفر.

هر طلوع خورشید حرف هایش را برایم مرور می کند که می گفت׃ به دنیا باید مثل خورشید نگریست هر صبح خشنود از تولدی دوباره در حالی که غم تلخ غروب را با خود زمزمه می کند. با این که دو سال از من کوچکتر بود اما اون معلم بود و من شاگردی تهی دست از حرف های او . نمی دونم چی باعث نا بودی دیدگاهش شده بود اما من راهم را در ظلمات او یافتم . همین چند ماه  پیش بود که پیکر پاکش را به خاک هدیه کرد و من گمان می کنم که این بهترین ارمغان خاک بوده است  

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 12:43 توسط مژده| |

 سلام از ته قلبم . این مدت سرم شلوغ بوده نتونستم به وبلاگم سر بزنم شما به بزرگی خودتون ببخشید . اندازه ستاره های اسمون پر ستاره دوستون دارم. 

 این متن رو حتما بخونید و نظراتون رو در موردش بگید .

یادت اون روز یه سیب به من دادی تا نصف کنم، اون روز بهم اعتماد داشتی و من تیکه بزرگ رو برای خودم برداشتم ولی حالا که دیگه بهم اطمینان. باید بگم اون تیکه بزرگه خراب بود
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 12:49 توسط مژده| |

به به به به دوست جون جونیام . چه عجب از این طرفا. خوش اومدین نظر یادتون نره
نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 17:43 توسط مژده| |

دیشب که داشتم دفتر خاطراتمو ورق میزدم یاد دوستام افتادم که امسال دیگه باهاشون نیستم اخه مدرسمون فقط مخصوص انسانی ها بود و من امسال میخوام برم ریاضی دلم خیلی برا همشون تنگ شده کم و بیش ازشون خبر دارم اما خیلی وقت که ندیدمشون . اینو نوشتم که بگم همتونو از ته ته ته ته ته ته ته ته ته ته ته ته ته قلبم دوست دارم.

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 17:39 توسط مژده| |

دوستتون دارم منتظره نظراتتون هستم
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 15:3 توسط مژده| |

یه شب خوب تو اسمون  یه ستاره قشنگ و چشمک زنون خندید و گفت کنارتم تا اخرش تا پای جون. ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون.اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون. ماه اومد و ستاره و دزدید و برد نامهربون . حالا شبا به یادش چشم میدوزم به اسمون . دوستت دارم ستاره جون تا اخرش تا پای جون.      این مطلب را  یکی از دوستام برام نوشته.

                                                                                                               

نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 15:1 توسط مژده| |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت

فروش بک

كد ماوس